صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)
248
معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)
« انسان حيوان جانشين انسان كامل است و او صورت ظاهرى است كه حقايق عالم را در خود جمع كرده است ؛ و انسان كامل كسى است كه به جمع خود ، حقايق عالم و حقايق حق را كه به واسطهء آن خلافت براى او صلاحيت مىيابد ، اضافه نموده است . » ابن عربى تنها كسى نيست كه اين چنين آرا و اعتقادهايى دارد . گروهى از صوفيان ، فقها و انديشمندان هم در اين رأى با او شريكند كه يا قبل از او بودند و يا بعد از او . غزّالى گاهى به اشاره و گاهى به تصريح در بيشتر نوشتههايش به سخن ابن عربى پرداخته و در آن به تفصيل سخن گفته است . همچنين فخر رازى در تفسير كبير و قمى نيشابورى در غرائب القرآن ، كه بيان صادقانهء رازى و پيشنهاد اوست ؛ ترجيح داديم از اين تفسير بيان كنيم ؛ چون معتقديم اين تفسير ، خلاصهء سخنان مفسّران قديم و جديد است ، مىگويد : « در حقيقت انسان جانشين تمامى موجودات روحانى و جسمانى و آسمانى و زمينى است و چيزى جانشين او نمىشود . اگر در چيزى كه در وى جمع شده است ، جمع نكرده باشد . در جهان چراغى نيست كه به نور خداوند روشن گردد و انوار صفاى او را ظاهر سازد از باب جانشينى او ، جز چراغ انسان ؛ چون چراغ راز در شيشهء قلب به او عطا شد و شيشه در مشكوة جسم است و در شيشهء قلب روغن روح كه روغن آن تقريبا از صفات عقل روشن مىگردد ، اگر آتش نور وى را مس نكند . و در چراغ راز قبيلهاى است پنهان ، كه هرگاه چراغش به آتش نور خداوند روشن گردد ، خليفهء خداوند در زمين است و انوار صفاى او در اين عالم با عدل و احسان ، رأفت و رحمت ، لطف و قهر ظاهر مىگردد . و اين صفات نه بر حيوان ظاهر مىشود و نه بر فرشتگان . » آلوسى در روح المعانى سخن قمى و رازى و ابن عربى را تكرار مىكند ، ولى با بيانى بليغ و عباراتى با معانى بيشتر ؛ از جمله سخن او كه مراد انسان است ، چنين مىباشد : « اضداد در او جمع شده و آفرينش كامل و حقّ ظاهر است و پيوسته خلافت در انسان كامل تا روز قيامت ادامه دارد ؛ حتّى زمانى كه انسان اين عالم را ترك كند و بميرد ؛ چون او روحى است كه قوامش به آن است و ستون معنوى آسمان مىباشد ؛ و زندگى دنيا يكى از اعضاى پيكر عالمى است كه روحش انسان است ؛ وقتى اين اسم جامع قابليّت ذاتى در حضور باشد ، خلافت و تدبير عالم براى او درست است و خداوند سبحان هرچه را كه اراده كند ، انجام مىدهد . »